تبليغاتX
تخت نرد
داستانی از لادن نیک‌نام فرد
  • مربوط به موضوع » نرد و داستان

داستانی از لادن نیک‌نام فرد

تخته‌ نرد

عباس معروفی

پسر، زیر چشمی نگاهی به دختر انداخت، بعد سعی کرد شادی خود را پنهان کند. اما هنوز دختر را می‌پایید. دست‌های سفید و بی‌خون دختر تاس‌ها را برداشت. کم و بیش هم‌زمان با ریختن تاس‌ها انگاری که خیلی وقت است می‌خواهد این را بگوید گفت: «دست قبول.»

نگاه پسر رویش سنگینی می‌کرد، شاید هم باختش بود که بیشتر حرصش را در می‌آورد. آخر جد اندر جد تخته‌باز بودند. تقدیر و تدبیر توی خونشان بود اما حالا داشت پشت سر هم به دست‌های تازه‌کار پسر می‌باخت. دست‌هایی که گاهی تاس‌ها را خارج از صفحه‌ی چوبی تخته‌نرد رها می‌کرد یا آن‌قدر محکم تاس می‌ریخت که کمانه می‌کرد. این بار آخری تاس این‌قدر روی گوشه‌اش چرخید که دختر سیبش را تمام کرد، پسر گفت: «...که هر چی من بگم تو قبول می‌کنی»

«هر کی ببره؛ هنوز یه دست می‌خوای»؛ دختر این را گفت و مهره‌های سفید را سر جای خود نشاند. پسر تاس‌ها را به هم سایید؛ « این‌جاش قشنگه، این‌جایش را گوش کن؛ با اجازه». تاس‌ها را بوسید و آن‌ها را قل داد. پسر رجز‌خوانی‌های او را هم از آن خود می‌کرد و این دختر را بیش از جفت شش آوردن‌های پشت سر هم پسر کلافه می‌کرد. دختر گفت: « مگه این‌که تاس بیاری، بازی بلد نیستی که»

«ببین حالا کی داره حرف تو حرف میاره، باقی‌شو بگو دیگه» دختر به یاد آورد وسط تعریف کردن بوده که صحبتش باز قطع شده. شبیه یکی از آن خواب‌های کش‌دار و طولانی شده بود که هر شب می‌خواهی آخرش را ببینی اما تا شروع می‌شود، خدا خدا می‌کنی که زودتر از خواب بیدار شوی. «کجا بودم؟ آها! بالاخره هر جفتشان کار پیدا می‌کنند اما پسره توی یه شهر دور مثل ونکوور. تصمیم می‌گیرند که این وضع جدید را برای یک مدت قبول کنند که بتوانند یک پولی سیو کنند، چه‌میدونم! شایدم هم نه، احتمالا هر وقت که می‌خواستند به هم سر بزنند، کلی هزینه‌ی رفت و آمد می‌کردند. به هر حال هر دوشان کارهای خوبی پیدا کردند، بماند که این وضعیت موقت پنج، شش سال می‌شه، گوشت با منه؟» «آره، دارم گوش می‌دم.»

دختر نفس عمیقی کشید و مثل وقت‌هایی که می‌خواست خبر بدی بدهد لب‌هایش را جمع کرد و ادامه داد: «خب طبعا بعد از یک مدت، موضوع بچه‌ هم پیش میاد.» پسر بدون این‌که سرش را بلند کند گفت: « این دیگه خیلی احمقانه‌س.» دختر کش‌دار پرسید: «چرا؟» «خب آخه توی اون وضع...»

دختر که زیاد حوصله‌ی یکی به‌دو نداشت جواب داد: «آخه شما مردا چی می‌فهمید! البته می‌فهمید اما خودتون رو می‌زنید به نفهمی» خنده‌ی ریزی کرد.« شاید برای دختره، داشته دیر می‌شده» پسر با همان خونسردی انگار که حرف‌های دختر را نشنیده باشد ادامه داد. «زن گرفتن به قدر کافی احمقانه هست، چه برسه به بچه‌دار شدن»

دختر لبخندی زد بعد انگار که متوجه نکته‌ای پنهانی در حرف مرد شده باشد بلند بلند خندید، آن‌قدر که عضلات صورتش کش آمد. به شیوه‌ی مخصوص خودش تاس‌ها را در دست چرخاند، جوری دستش را از مچ تکان می‌داد که انگار دارد آن را نرمش می‌دهد. «جون تو اگه یه چار بهم بده، یه چار، یه چار، یه چار...»

نگاهش دنبال تاس‌ها که قل می‌خوردند دوید. «اه تو اگه چهار بیار بودی که من خالی نمی‌دادم» «می‌ده، دست بعد می‌ده. تو اگه جرات داری در نرو» «تو چار بیار، من جایی نمی‌رم» بعد یاد حکایت دختر افتاد، «خوب بقیه‌اش؟ ولش کن جالب نیست برات.» «چرا دارم گوش می‌دم باقی‌اش را بگو» «فکر کردم چون برای من جالبه برای توام هست، بی‌خیال»

«تورو خدا شروع نکن، به خدا هست، بگو دیگه» دختر گوشه‌ی لبش را گزید، وضع مهره‌هایش را روی صفحه برانداز کرد. دایره‌های سفید در هم و برهمی روی قهوه‌ای سوخته‌ی چوب پراکنده بودند. چشمان‌ش را کمی تنگ کرد. یک سمت تخته کاملا تاریک به نظر می‌رسید. پسر قربان صدقه رفت: «بگو دیگه» «کجا بودم؟» «می‌خوان بچه‌دار شن» «آها. زنه دوقلو حامله می‌شه؛ یه دختر یه پسر. قرار می‌شه چند ماهی که از حاملگی گذشت، مرده برگرده شهر خودشان و پیش زنه بمونه»

پسر خواست چیزی گفته باشد، شاید برای این‌که نشان بدهد به داستان دختر توجه می‌کند. «این‌جوری که هم مرده از کار بی‌کار می‌شه، هم دختره خونه نشین.» «آره خب. همه‌چیز که کار نیست، زنه احتمالا به زندگی توی شهر خودشون عادت کرده، راحت‌تر بوده، بعد هم شاید فامیلی، پدری، مادری اون‌جا داشته. بالاخره یا باید پی بچه‌دار بودن و به خودشون می‌مالیدن یا...»، پسر حرفش را قطع کرد «چرا نزدی؟» «با چی؟» «٥ و ٦ از این»

مهره‌ها دیگر برای دختر فرقی نمی‌کرد. فراموش کرده بود کدام رنگ مال اوست. «حواسم را پرت کردی.» «یکی دیگه داره از کار بی‌کار می‌شه، من حواست را پرت کردم؟» «زده بودم باخته بودی» «حالا چرا می‌خوای جر بزنی؟ باختن که گریه نداره» دختر که انگار راستی گریه‌اش گرفته بود، خودش را از پیش دست پسر که می‌خواست طره موی رهایش را پشت گوشش بگذارد پس کشید، ابرویی بالا انداخت و بی‌علاقه تاس‌ها را برداشت.

پسر گفت: « باز نگی من موضوع را عوض کردم.» دختر گفت: « داشتن همین تدارک‌ها را می‌دیدن که زنه می‌بینه رفتار مرده کم‌کم عوض شده، دیر به دیر تماس می‌گرفته. چندتا ویک‌اند را بهوونه آورده و نیومده پیش زنه. خلاصه یه‌جوری شده» پسر گفت: «پانیک کرده بوده؟» «زن هم همین فکر رو می‌کنه، اصلا برای همین میاد واسه مشاوره. هر چی هم بیشتر سعی می‌کنه با مرد حرف بزنه، کمتر نتیجه می‌گیره» پسر گفت: «بچه‌دار شدن سخته، اون هم دوقلو». دختر میلی به تمام کردن داستانش نداشت. اما بازی به آخرش نزدیک می‌شد. تمام توان خود را جمع کرد. «کاش پانیک کرده بود. خیلی طول نمی‌کشه که خبر مردن مرد را به زن می‌دن»

پسر تقریبا فریاد کشید: «چی؟» «مرده واسه یه چیزه ساده می‌ره بیمارستان، او‌ن‌جا بهش می‌گن سرطان داره، کلا سه چهار هفته هم طول نمی‌کشه» «پس چرا هیچی نگفته بود؟» «به یه زنه حامله؟‌ تو بودی می گفتی؟ تازه از کجا می‌دونست اون‌قدر زود...» « ببین چه‌جوری حال آدم را می‌گیری. اون‌هم حالا که داری می‌بازی» دختر گفت: «دست قبول» پسر گفت: «حالا اگه داشتی می‌بردی آخرش خوب تموم می‌شد» دختر گفت: «فکرش را بکن، هشت، نه ماه حامله، حتی نمی‌تونست سوار هواپیما بشه. بعدش هم با دوتا بچه، تنها...» بعد بدنش را که یک‌جا نشستن کرخت کرده بود، کمی تکان داد.

پسر گفت: « چه کار می‌کنی؟» دختر گفت: «می‌خوام آب بیارم» پسر گفت: « من برات میارم.» و وقتی به سمت آشپرخانه می‌رفت گفت: «آب شیر یا یخچال؟ » « آب شیر خوبه. نمی‌خوای بگی؟ » پسر از آشپزخانه داد زد «نیک» دختر نگاهی به شکم جلو آمده‌اش کرد. هم‌چنان که آن را آرام نوازش می‌کرد زیر لب تکرار کرد «نیک، نیک، سلام نیک» پسر با لیوان آب برگشت. «می‌خوای حالا سر اسم دخترمون بازی کنیم؟‌» دختر لیوان آب را کنار دستش گذاشت. بالشی را پشتش مچاله کرد و به آن تکیه داد. «بچین‌»

▪ ▪ ▪

این داستانی بود از لادن نیک‌نام فرد با عنوان تخته‌نرد. داستان در داستانی که در فعلیت جریان دارد. هر دو داستان در فعلیت جریان دارد. در ادامه بازی یک زوج، ادامه‌ی داستان زوجی دیگر روایت می‌شود. آن‌هم تکه تکه و تقریبا بدون ترتیب. اما نویسنده بازی را خوب رج می‌کند و قواعد بازی تخته‌نرد را به قدری که داستان نیاز داشته باشد، نشان می‌دهد، خوب بلد است. اصطلاحات و کر‌کری خواندن‌های تخته‌نرد، نوع رابطه‌ی بین دو آدم و روان‌شناسی رفتار زن و مرد به دقت بیان شده است. اما خوبی‌اش این است که همه‌چیز در فعلیت پیش می‌رود. همین‌جور که در چرخش تاس، نویسنده سیب را به خورد دختر می‌دهد.

گرچه این اولین بار است که از لادن نیکنام‌فرد داستانی می‌خوانم. اما همین داستان کافی است تا بگویم او قواعد داستان‌نویسی را بلد است. با این همه داستان فوق می‌توانست برشی از یک رمان هم باشد. رمانی که هر برش آن از یک داستان کوتاه شکل بگیرد و البته نوشتن چنین رمانی کاری بسیار دشوار است و نویسنده باید با قاعده‌ی داستان کوتاه رمانش را پیش ببرد. اما اگر چنین دقتی به کار بندد، مسلما رمانی ناب از کار درخواهد آورد. دقت در حرکت‌ها و حالت‌ها یکی دیگر از ویژگی‌ها و برجستگی‌های این داستان است و به نظر می‌رسد، چیزی وجود نداشته است. نویسنده در برابر کاغذ سفید داستان را ساخته است. در برابر هیچ.

در مقابل خاطره‌گویی برخی که حتی یک خاطره یا واقعه را خراب می‌کنند. لادن نیکنام فرد از هیچ، یک داستان آفریده است. داستانی خواندنی، آرام و دولایه. یک لایه را شهرزاد قصه‌گو تعریف می‌کند و یک لایه، حادثه‌ای است که جایی رخ داده و دم به دم به زندگی این زوج نزدیک می‌شود. انگار داستان اول، داستان دوم را زاییده یا برعکس، داستان دوم چیزی را لابه‌لای خود پنهان کرده که نویسنده آرام، آرام آن را رونمایی می‌کند.

داستان‌نویسی کاری است که وقت تمام می‌طلبد. نمی‌توان به عنوان تفریح یا سرگرمی یا گاهی به عنوان خالی نبودن عریضه، سراغی از آن گرفت. امید دارم لادن نیکنام‌فرد وقت و جان تمام بگذارد و از خودش یک داستان‌نویس برجسته بسازد.





سکان و لنگر
  • مربوط به موضوع » صنایع دستی

تخته نرد چوبی طرح سکان و لنگر
قیمت    180 هزار تومان




http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/39348703955346924548.jpg


پیروزی ققنوس وار
  • مربوط به موضوع » آموزش پیشرفه


                     پیروزی ققنوس وار



                              http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/12272492334168301770.jpg

ققنوس پرنده ای افسانه ای است در اساطیر ایران یونان  مصر و چین. این پرنده  جفت و زایشی ندارد و هر هزار سال یک بار بر روی آتش آواز میخواند و  در آن آتش سوخته می شود و از خاکستر سوخته شده ی آن تخمی دیر پدید می آید که ققنوسی دیگر متولد می شود. ققنوس در فرهنگ های مختلف نماد عمری دوباره و جاودانگی است. در این مقاله نیز پوزیسیون هایی به کار گرفته ایم که در آن یکی از بازیکنان در حال شکست  خوردن است  اما در نهایت ققنوس وار از آتش شکست رهایی می یابد و دوباره  با پیروزی متولد می شود.

یکی از حالاتی که بازی تخت نرد را جذاب میکند پیروزی هنگامی است که شما در معرض بدترین شکست ها هستید. معمولا این حالت ها مواقعی رخ میدهد که شما در خانه ی حریف مهره دارید و  او در خال برداشتن مهره است. خانه ها را بسته اید و سپس کشته میگیرد. بازی برمی گردد و حالا شما در موقعیت نسبتا مناسبتری قرار دارید. در چنین موقعیت هایی اگر شما خانه ها را بسته باشید باید با توجه به تعداد مهره هایی که حریف خورده است و البته چندین عامل دیگر در زمان مناسبی تصمیم به برگرداندن داو کنید. اما اگر هنوز ششدر رو کامل نکردید و حریف نیز مهره های بسیاری خورده باشد باید تله گذاری کنید و مهره های بیشتر از حریف بگیرید( در شرایط مناسب)
در این مقاله به این نوع پوزیسیون ها خواهیم پرداخت




اولین پوزیسیون یک پوزیسیون مرجع است. اگر حریف  4 مهره یا کمتر خورده باشد و شما ششدر ساخته باشید. کار تمام شده  است. شما می توانید داو دهید و حریف رد کند اما اگر حریف 5 مهره خورده باشد و شما نیز ششدر کرده باشید و مایه های شما در خانه های 6 و5و 4 باشد مانند پوزیسیون زیر پاسخ : داو / پذیرفتن است.

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/50667761129275352784.png




فرهنگ اصفهان
  • مربوط به موضوع » نرد و رسانه ها




نشریه فرهنگ اصفهان



http://up98.org/upload/server1/02/j/zko8zg67vs8szo6s28cj.gif



مادر
  • مربوط به موضوع » نرد و فرهنگ

 روز مادر مبارک

http://up98.org/upload/server1/02/j/fwsi4ndhube01xvqt9bl.jpg


روزنامه
  • مربوط به موضوع » نرد و رسانه ها


یک روزنامه ترک


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/04826070951745727633.jpg






ایرانیان کانادا
  • مربوط به موضوع » تصاویر ارسالی خوانندگان

 مسابقات تخته نرد ایرانیان کانادا

مسابقات تخته نرد ایرانیان کانادا -کلونا 

آقایان علی ، مارسل احمدزادگان ، و آقای یزدانی به ترتیب رده های اول تا سوم را به دست آوردند.

با سپاس از دکتر مهرداد درتاج که بانی این مسابقات بودند.

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/84685069685105890254.jpg


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/91875918310598925667.jpg


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/44394961422230643501.jpg


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/31585264620976144237.jpg


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/71715210390547879526.jpg


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/54447185662447552752.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/96913002941706206477.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/21958149475196709947.jpg


شیراز خال رخ تخته نرد
  • مربوط به موضوع » تخته نرد شیراز

شیراز  خال رخ  تخته نرد



http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/80458096717489800063.jpg



روز 15 اردیبهشت در تقویم خورشیدی روز شیراز نام گذاری شده. یعنی دقیقا روز میانی بهار. فصل اردیبهشت و عطر بهار نارنج
شیراز همیشه مفتون‌کننده بوده است و خواهد بود، شهری که اگرچه گرد و غبار زمان بر آن سنگینی می‌کند، اما شکوهی از روزگارانی دور را با خود همراه دارد، شکوهی که هنوز می‌توان به آن نگاه انداخت و در درون آن، تمام تاریخ تمدن ایرانیان را دید.

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/70097871179523073140.jpg

اما شیراز امسال هم روزش غریب نماند و در ۱۵ اردیبهشت ماه  گروه تخته نرد شیراز برای شناخت بیشتر ارزش های فرهنگی،  گردهمایی ای را در این روز تشکیل داد تا همراه با تخته نرد روز شیراز را نیز جشن بگیرد و نام تخته نرد را در کنار عطر بهار نارنج و اردیبهشت شیراز قرار دهد.



http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/25542769518409723036.jpghttp://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/62008696304201539656.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/21496461348015863082.jpg


آقایان و خانم های شیرازی در این روز گرد هم امدند و لحظات خوش را کنار یکدیگر خلق کردند. گفتند و خندیدند  و نرد بازی کردند و در نهایت روز شیراز را  همراه با کیکی تخته نردی جشن گرفتند تا نشان دهند نه تنها شیراز خال رخ هفت کشور ،  بل  نردش خال رخ تخته نرد ایران است.

پاینده پارس ،  زنده باد شیراز


کارتون
  • مربوط به موضوع » خنده نرد

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/48670350184306499944.jpg



مسابقات تخته نرد کرمان
  • مربوط به موضوع » تخته نرد زرتشتیان

مسابقات تخته نرد کرمان


گزارش تصویری از مسابقه تخته نرد یادواره روانشاد داریوش فروهری
چاپ ارسال به دوست
آناهیتا کشاورزیان   
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
مسابقات تخته نرد یادواره روانشاد داریوش فروهری به روز امرداد امشاسپند برابر با ششم اردیبهشت ماه در باغچه بوداق آباد کرمان برپا شد.

در پایان رقابتها که ساعت ها به طول انجامید بهنام خدادادکوچکی مقام اول، کوروش شهریاری مقام دوم و جهانگیر فروهر مقام سوم را به خود اختصاص دادند و تندیس یادواره به آنها پیشکش شد.


جا دارد تشکر ویژه ای داشته باشیم از استاد بختیاری که میدیرت این بازی ها را به عهده دارد و جانی دوباره به تخته نرد در خاک کرمان بخشیده .







مسابقه اهواز
  • مربوط به موضوع » تخته نرد خوزستان

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/66089110790253403711.jpg


مسابقه تخته نرد خوزستان با شعار نرد بدون قمار

در این مسابقات اقای رضا بیگدلی با پیروزی بر اقای قربانی عنوان نخست را کسب کرد

در این مسابقه 20 بازیکن با یکدیگر به رقابت پرداختند.




نرد یا صفحه نجومی
  • مربوط به موضوع » مقالات

نرد یا صفحه نجومی

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/22885067134655826789.jpg

   در واضع و مبدع نخستین "نرد" اختلاف است. برخی آن را منسوب به "قفلان" دانشمند هندی،(1) برخی "باهبود"(2)، برخی "اردشیر پایکان" (3) و عده ای آن را از ابداعات وزیر دانشمند انوشیروان (4)، یعنی "بوزرجمهر"(5) می دانند. کلمه نرد از معرب کلمه "اردشیر" یعنی "نردشیر" اتخاذ یافته است.(6) اما آن چه جالب توجه است تاریخچه علمی این بازی است که به تعبیر ما نوعی " صفحه نجومی" محسوب می شود. همان طور که می دانیم در قدیم وسیله ای به نام "اسطرلاب" بود که برای مشاهده وضع ستارگان و تعیین ارتفاع آنها در افق به کار می رفت. بیشتر آن را از "برنج" می ساختند و به وسیله آن ارتفاع آفتاب و ستارگان را اندازه می گرفتند. "نرد" نیز چیزی مانند "اسطرلاب" است که از منظر ما یک نوع "صفحه نجومی ساده" محسوب می شود.



سمینار
  • مربوط به موضوع » اخبار

سمینار تخته نرد در حاشیه مسابقات تخته نرد قبرس که با تلاش های شیوا تفضلی عزیز برگزار شد. این سمینار را چندین شرکت بین المللی ساپورت کردند.

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/24638484716987102747.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/31157557549647091607.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/19848724628963665200.jpg


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/01058633019938098403.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/07670820067127101163.jpg





پســـر کـــو نـــدارد نشـــان از پــــــدر
  • مربوط به موضوع » نرد و تیتر

پســـر کـــو نـــدارد نشـــان از پــــــدر
تو بیگانـــه خوانـــش نخوانـــش پـــسر


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/34088957891734703193.jpg



استاد در قبرس
  • مربوط به موضوع » نرادان بزرگ ایران

حضور استاد تفضلی در افتتاحیه مسابقات تخته نرد قبرس - لفکوزا و همچنین پویا حقانی بازیکن خوب تهرانی حاضر در مسابقات


 

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/83682594705396264771.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/97759858068069114417.jpg